خانه و خاطره

به تو عادت کرده بودم ،‌ ای به من نزدیک تر از من

ای حضورم از تو تازه ،‌ ای نگاهم از تو روشن …

به تو عادت کرده بودم ،‌ مثل گلبرگی به شبنم

مثل عاشقی به غربت ،‌ مثل مجروحی به مرهم


لحظه در لحظه عذابه ،‌ لحظه های من ِ بی تو

تجـربه کردن‌ِ مرگه ،‌ زنـدگی کردن ِ بـی تو …


من که در گریزم از من ،  به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گریه ی شب ،  به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره ،  از تو صحبت کرده بودم

خلوت خاطره هامُ ، با تو قسمت کرده بودم


خونه لبریز ِ سکوته ، خونه از خاطره خالی

من پُر از میل ِ زوالم ،‌ عشق من تو در چه حالی  ؟!

عشق من تو در چه حالی  …

” ایرج جنتی عطایی ”

*****

P.s : ترانه ی ” خانه و خاطره ” با صدای ابی

تو را دوست دارم … *

با وجود تمام احساسی که در نوشتن این شعر ،‌ در این وبلاگ و در این تاریخ داشتم

به احترام ” پل الوار ” و به احترام ترجمه ی بی نقص ” احمد شاملو ” حذف شد …


و من هیچ وقت فکر نمی کردم به اینکه قیچی سانسور به تن آثار ارزشمند ادبی دنیا خورده بشه …

به زودی اصل شعر رو در پست بعدی می ذارم  !!!


پ.ن : و اینکه خیلی خیلی خیلی مرسی از صدف

* ویرایش شده در : 01.12.2010

ــــ -…. ــ -ـ …. ـ … -.ـــــ-ـــ …. ــــ-


… شبی که به سادگی گذراندی ، آغاز مرگ من بود  …


بُرج

http://img2.tinypic.info/files/2f2lcsqbc967tcbqq1f6.jpg

زیر این گنبدِ نیلی ،  زیر این چرخ ِ کبود

توی یک صحرای دور ،‌ یه برج ِ پیر و کهنه بود

یه روزی زیر ِ هجوم‌ ِ وحشی ِ بارون و باد

از افق ، کبوتری تا برج ِ کهنه پر گشود


برج ِ تنها سرپناه ِ خستگی شد

مهربونیش ، مرهم ِ شکستگی شد

امّا این حادثه ی برج و کبوتر

قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد


اوّل قصه مونُ تو میدونی ،‌ تو می دونستی

من نمی تونم برم ،‌ تو میتونی ،‌ تو می تونستی


باد و بارون که تموم شد ،  اون پرنده پر کشید

التماس و اشتیاق ُ ،  ته ِ چشم ِ برج ندید

عمر بارون ، عمر ِ خوشبختی برج کهنه بود

بعد از اون حتی تو خوابم ، اون پرنده رو ندید


ای پرنده ی من ، ای مسافر ِ من

من همون پوسیده ی تنهانشینم

هجرت تو ، هرچی بود ، معراج تو بود

امّا من ، اسیر ِ مرداب ِ زمینم


راز ِ پروازُ فقط ،  تو میدونی ، تو میدونستی

من نمی تونم برم ،  تو میتونی ، تو میتونستی

آخر قصه مونُ ، تو میدونی ، تو میدونستی

من نمی تونم برم ، تو میتونی ،  تو میتونستی


” اردلان سرفراز ”

******

P.s : ترانه ی ” برج ” با صدای ابی

یک بار توی وبلاگ‌ِ سیصد و شصتم نوشته بودمش

ولی خب خیلی دوستش دارم …

« ورودی‌های پیشین